به گزارش دمیرنیوز، به نقل از خبرنگار فولادبان، چهارم شهریور سال ۹۴ ایشان در بیانات خود در دیدار با رئیسجمهور وقت و اعضاى هیأت دولت متذکر نکاتی شدند که هنوز تازه است:
«آنچه به من گزارش شده [این است که] ما حدّاکثر ۱۵ درصد از ظرفیّت معدنی کشور را داریم استحصال میکنیم؛ ۱۵ درصد! ما معدن را باید جایگزین نفت کنیم؛ یعنی واقعاً بایستی ما بتوانیم این کار را بکنیم. من سالها پیش – شاید ۲۰ سال پیش – در دولت آن وقت گفتم. ما باید کاری بکنیم که هر وقت اراده کردیم، بتوانیم سر چاههای نفت خودمان را ببندیم؛ نه از کمبود مشتری بترسیم، نه از نداشتن بازار بترسیم، نه از نداشتن پول فروش نفت بترسیم؛ باید به اینجا برسیم.
خب ما واقعاً بایستی به فکر بیفتیم؛ برای نفت باید جایگزین قرار داد. میبینید نفت چه وضعی پیدا کرده: یک اشارهی قدرتها و عناصر خبیث منطقه با همدیگر، موجب میشود که نفت ناگهان از صد دلار بیاید به چهل دلار! از وقتی که از صد دلار شروع کرده تنزّل تا حالا، مگر چند ماه طول کشیده؟ خب، این قابل اطمینان نیست؛ آدم نمیتواند این را جزو سرنوشت اقتصاد کشور و گذران زندگی یک کشور [بداند] و آن را مربوط کند به یک چنین چیزی. نفت مال ماست، [امّا] هم اختیارش دست دیگران است، هم درآمد بیشترش مال دیگران است. بیشتر از آنقدری که ما از صادرات نفت استفاده میکنیم، آن دولتِ واردکنندهی نفت در اروپا یا در جای دیگر دارد استفاده میکند، که مالیات میگیرد و فلان میگیرد. ما نفتمان را داریم میدهیم، پول میگیریم؛ او نفت را میگیرد از ما و از مردم خودش پول میگیرد. استفادهی آن دولتها بیشتر از دولت ماست از فروش نفت. این چه معاملهی پُرخسرانی است؟
خب یک جاهایی ما مجبوریم البتّه نفت را تولید کنیم؛ چارهای نداریم، امّا من واقعاً از ته دل خوشحال نمیشوم آن وقتی که ما آمارِ افزایش صادرات و افزایش تولید را [میشنویم]؛ همیشه به این فکر میکنم که ما باید جایگزین برای این پیدا بکنیم. بنابراین اگر بخواهیم جایگزین پیدا کنیم، یکی از بهترین جایگزینها «معادن» است. آن وقت [در مورد] معادن هم بایستی از خامفروشی معادن بهشدّت پرهیز کنیم. معادن باارزشی ما داریم. در استان کرمان یا در جنوب خراسان، سنگهای فوقالعاده باارزشی وجود دارد. [این که] ما این سنگ را همینطور یک دفعهای بِکَنیم، بفرستیم ایتالیا که آنها بعد تبدیل کنند و ارزش افزودهاش را چند ده برابر بالا ببرند، احیاناً گاهی برای خود ما هم آنها را بفرستند و صادر کنند داخل کشور ما، آدم خیلی زورش میآید که یکچنین چیزی بشود. بنابراین، این هم یک مسأله است.»
هفت سال بعد وقتی ایشان دیدند ظاهراً هنوز در بر پاشنۀ سابق میگردد، بار دیگر در دیدار با نمایندگان مجلس بر اهمیت موضوع معادن تأکید کردند:
«ما در قضیّهی معدن خیلی عقبیم دیگر؛ یکی از مشکلات اساسی ما مسألهی معدن است. این همه معدن ارزشمند در این کشور وجود دارد و کشور از درآمد اینها، از منافع اینها حالا نمیگویم صد درصد، امّا ۹۰ درصد محروم است. بعضی از معادن دستنخورده باقی میماند، بعضی هم بدون ارزش افزوده از دسترس خارج میشود، بدون این که روی این محصول معدن کار بشود، میرود بیرون. خب … برای مسألهی معدن ــ یک مسأله است دیگر در کشور ــ یک سند تهیّه کنید؛ مثلاً سند مربوط به معدن، سند مربوط به صنایع.
آن حضرات صنعتی کشور که اینجا جمع بودند، به آنها من گفتم که سند صنعتی کشور چیست؟ ما در چند سال آینده در مورد صنعت چه کار میخواهیم بکنیم؟ آن سند کلّیای که نشان بدهد که ما راهبردمان در مورد صنعت چیست، آن سند کجا است؟ چنین سندی نداریم. کشاورزی [هم] همینجور. این سندها باید تهیّه بشود با توجّه به امکانات کشور، با توجّه به مسائل گوناگون، مسائل آمایش سرزمین؛ وقتی آمایش سرزمین مورد توجّه قرار نمیگیرد، ما آن وقت میآییم مثلاً فلان کارخانه را در یک جایی میگذاریم که نباید میگذاشتیم؛ [یا] فلان کشت را در فلان نقطهای [کشت] میکنیم که نباید آنجا این را کشت میکردیم.
این [جور] است دیگر؛ [آن وقت] وضع معدن ما هم به آن شکل در میآید. بنابراین مسألهمحور شدن که این سند، هم علمی باشد، هم با توجّه به آمایش سرزمین باشد، با توجّه به امکانات کشور باشد، یکی از راههای پُرفایده کردن برنامهی پنجساله است.»
منبع:فولادبان