رکود اقتصادی چین همچنان ادامه دارد
چین در بحبوحه بحران اقتصادی عمیقی قرار دارد و با انباشته شدن کوهی ناپایدار از بدهی، نرخ رشد اقتصادی در حال کاهش است.
نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۲۳ به رکورد ۲۸۸ درصد رسید، اما حتی این رقم چشمگیر این واقعیت ناراحت کننده را نشان نمیدهد که بیشتر آن برای خرید داراییهایی قرض گرفته شده که دیگر درآمد کافی برای بازپرداخت بدهی ندارند.
این امر به ویژه در بخش مسکن صدق میکند، جایی که فروش از زمان اوج و قبل از همهگیری به یک سوم کاهش یافته است و ساخت و سازهای جدید نیز ۶۰ درصد کاهش یافتهاند.
این یکی از بدترین بحرانهای مسکن در جهان و طی سه دهه گذشته است و بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران غربی این بحران را نشانهای از ورشکستگی رهبری و سیستم اقتصادی چین میدانند.
بحران املاک باعث کاهش تقاضای مصرفکنندگان شده است، به ویژه جوانانی که امیدوارند اولین خانه خود را بخرند. این یکی از دلایل کاهش شدید ازدواج و نرخ تولد در چین نیز میباشد.
از سوی دیگر، کاهش قیمتها همه کسانی را که املاک و مستغلات را با بدهیهای رهنی خریداری کردهاند، رنج داده و حتی غرق خواهد کرد، چراکه ارزش دارایی آنها کمتر از بدهی معوق آنها خواهد شد.
چالش بزرگی هم در مورد چین وجود دارد؛ اکثر دولتهای استانی و محلی با تامین مالی توسعه املاک و مستغلات در مقیاس گسترده سود میبرند و اعتبار کسب میکنند.
اقتصاددانان گلدمن ساکس این رقم را ۸.۴ تریلیون دلار یا نزدیک به ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی کشور عنوان کردهاند که با بحران مسکن، باعث بحران شدیدی در چین شده است.
اما اینها بیشتر شبیه بحرانهای دورهای بدهی هستند که در طول تاریخ گریبانگیر کشورهای سرمایهداری شده است. یک مقایسه مناسب، بحران ژاپن در سال ۱۹۸۹ است که به دههها رشد بالا و افزایش قیمت داراییها در این کشور پایان داد که توسط حباب بدهی در حال افزایش بود.
شاخص سهام نیکی ژاپن در اواخر سال ۱۹۸۹ به اوج خود رسید و طی ۱۳ سال بعد، تقریبا ۸۰ درصد سقوط کرد و قیمت املاک و مستغلات از سال ۱۹۹۱ به مدت دو دهه کاهش یافت.
ژاپن از سریعترین رشد اقتصاد بزرگ در طول سالهای ۱۹۵۴-۱۹۷۳، که معمولا بیش از ۱۰ درصد در سال رشد میکرد، به کندترین رشد اقتصادی با میانگین رشد تنها ۱.۷۵ درصد در سال از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۲۳ تبدیل شد. چین نیز ممکن است با مشکلات طولانیمدت مشابهی مواجه باشد.
رشد حیرتانگیز چین به دنبال ایدههای بازار محور دنگ شیائوپینگ و در اواخر دهه ۱۹۷۰ انجام شد، مانند ژاپن در دوران معجزه اقتصادی و در دوران پس از جنگ.
رشد چین با رونق صادرات و املاک هدایت شد و در کمتر از نیم قرن، چین از یک اقتصاد فقیر با برنامهریزی متمرکز و با حداقل تجارت بینالمللی به صادرکننده پیشرو در جهان تبدیل شد.
فروپاشی نهایی حباب چین اما همیشه اجتنابناپذیر بوده است و تمام چرخههای تجاری رونق و رکود باید پایان یابد، زیرا گسترش سریع بدهی، منافع متضادی ایجاد میکند و حباب در حال ترکیدن است.
بسیاری از کارشناسان هر زمان که اقتصادها سقوط میکنند، دولتها را مقصر میدانند، اما علت واقعی رکود چین، دوره طولانی رشد سریع است که بدهیهای آسیبپذیر و ناپایدار را روی هم جمع کرده است و هرچه بالاتر پرواز کنند، سخت تر سقوط میکنند.