یادداشت تحلیلی دمیرنیوز/ فولاد مبارکه در شرایطی که هنوز تبعات حمله به تأسیساتش در جریان جنگ رمضان ادامه دارد، اقدامی غیرمنتظره و در عین حال حسابشده را در دستور کار قرار داده است؛ عرضه گسترده ورقهای فولادی در بورس کالا. حرکتی که به نظر میرسد فقط یک اقدام تجاری ساده نیست، بلکه نوعی مداخله هدفمند برای آرامسازی بازار و تقویت زنجیره تولید کشور است. این اقدام با هماهنگی وزارت صمت، انجمن فولاد و نهادهای تنظیمگر انجام شده و از همین رو، میتوان آن را از مهمترین اتفاقات بازار فولاد در سالهای اخیر دانست.
اهمیت این اقدام در آن است که درست در زمانی انجام شد که بازار درگیر نگرانی و هیجان بود. حمله به فولاد مبارکه و آسیبدیدگی بخشی از خطوط تولید، فضای بازار را وارد فاز پیشبینیناپذیری کرد و شایعه کمبود عرضه باعث افزایش قیمتها شد. در چنین شرایطی، تصمیم فولاد مبارکه برای عرضه محصولات، نه تنها پیام روشنی از ثبات و اعتماد به آینده تولید مخابره کرد، بلکه موجب کاهش التهابات قیمتی نیز شد. کاهش حدود پانزده هزار تومانی قیمت ورق گرم در بازار، نتیجه مستقیم همین تصمیم است و گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که با ادامه عرضهها، امکان کاهش بیشتر قیمت نیز وجود دارد. علاوه بر تعدیل هیجانات بازار، این کاهش قیمت میتواند به افت هزینههای تولید در صنایع پاییندستی نظیر لوازم خانگی، خودرو و پروفیل منجر شود؛ موضوعی که در نهایت به نفع مصرفکننده نهایی تمام خواهد شد.
نکته مهم دیگر، نحوه توزیع این محصولات است که به گفته منابع صنعتی، بیش از هزار و سیصد شرکت را پوشش میدهد. چنین گسترهای نشان میدهد سیاست عرضه بهگونهای تنظیم شده که مواد اولیه در زنجیره تولید به صورت عادلانهتری توزیع شود و دست واسطهها و رانتجویان کوتاه بماند. در واقع، فولاد مبارکه به جای آنکه منابع را در اختیار گروه محدودی قرار دهد، زنجیرهای متنوع از تولیدکنندگان را هدف گرفته است؛ رویکردی که به پویایی تولید و عدالت اقتصادی در صنعت فولاد منجر میشود.
با وجود آسیبهای اخیر، این سطح از چابکی در مدیریت و بازیابی توان عرضه، نشانهای است از ظرفیت مدیریتی فولاد مبارکه در شرایط بحرانی. اعلام اینکه محصولات عرضهشده حاصل از فعالیتهای بازرگانی شرکت است، نشان میدهد که فولاد مبارکه از توان انعطاف بالایی برخوردار است و میتواند در سختترین شرایط نیز مسیر پایداری تولید را حفظ کند. با این حال، نگرانیهایی درباره بخش دیگر زنجیره یعنی خریداران نیز وجود دارد. آیا بورس کالا و دستگاههای نظارتی، میتوانند از تبدیل واقعی این ورقها به محصولات صنعتی اطمینان حاصل کنند؟ تجربه نشان داده گاهی بخشی از مواد اولیه خریداری شده به جای ورود به چرخه تولید، دوباره روانه انبارها و بازارهای غیررسمی میشود. نظارت بر این مرحله اهمیت بنیادینی دارد، زیرا بدون آن، حتی بزرگترین عرضهها نیز ممکن است صرفاً به جابهجایی سود میان گروههای خاص منجر شوند.
از این منظر، عرضه اخیر فولاد مبارکه را میتوان در قالب یک بسته سیاستی کامل دید؛ بستهای که چهار دستاورد کلیدی دارد: کاهش التهاب بازار، تضمین پایداری عرضه، توزیع هدفمند و حفظ اشتغال در زنجیره صنعتی. تحقق کامل این اهداف اما منوط به همراهی و نظارت مستمر وزارت صمت و نهادهای ناظر است. اگر این هماهنگی شکل بگیرد، اقدام فولاد مبارکه میتواند یکی از نمونههای موفق «تنظیمگری هوشمند بازار» در شرایط جنگی تلقی شود؛ مدلی که نشان میدهد حتی در میان بحران و فشار، میتوان با تصمیمی هوشمندانه، از سقوط بازار جلوگیری کرد و اقتصاد را به سمت آرامش هدایت نمود.