کشور دچار یک فئودالیسم فولادی شده است
هیچ کشوری، مهمات تجاری رقبا را تامین نمیکند. اما کشور ما به عنوان یکی از کشورهایی که بیشترین صادرات شمش فولادی را به همسایگان داشته، به راحتی مهمات رقبای خود را در جنگ تجاری تامین کرده است.
وقتی یک نفر می گوید، استعداد صادراتی را تغییر بدهیم و به جای آنکه به سمت ارزش افزوده بیشتر برگردیم به سمت کالای خام و نیمه خام گام برداریم، این تغییر یعنی خلاف اصول، فرمول ها و معادله های ارزش افزوده در تجارت حرکت کردن است.
کشور ما چرا باید به کشور همسایه که بر روی کالا ما عوارض اعمال کرده، کمک و شمش فولادی را تامین کند که آنها بتوانند بجای خودمان محصول تولید کنند. این بدین معنا نیست که ما سوبسید و یارانه به کشور همسایه می دهیم؟
هیچ کشوری امروزه در دنیا، توسعه صادرات محصولات خود را با ارزش افزوده پایین، خام و نیمه خام متمرکز نمی کند.
به عبارت دیگر این خام فروشی باعث شده کشورهای رقیب مثل عمان، قطر و کویت که یک روزی خریدار محصولات نهایی و طویل ایران بوده اند الان با خرید محصولات خام و نیمه خام خود در صنعتی مانند میلگرد خودکفا شده اند.
سیاست گذاران عرصه فولاد باید بدانند، زنجیره فولاد مثل دو امدادی است. بخش اول از مواد معدنی شروع شده سپس فولاد خام یا نیمه خام و میانی و پس از آن به صنایع تکمیلی میرسد. پس نمی توان این زنجیره را در همان ابتدا قطع کرد و بفروش رساند.
در سال جاری نیز به دلیل آغاز جنگ اوکراین و روسیه و کاهش قیمت پیشنهادی محصولات فولادی از سوی روسیه در بازارهای جهانی، شاهد این موضوع بودیم که بازار فولاد به نوعی به تصاحب روسیه درآمد و این کشور بازارهای هدف ایران را نیز در اختیار خود گرفت و همین موضوع سبب افت قیمت فولاد در ایران نیز شد؛ از همین رو در حال حاضر در بازار داخلی با فراوانی شمش روبهرو هستیم و از یکسو با رکود داخلی همراه بوده و از سوی دیگر بازار صادرات نیز محدود شده است؛ این در حالی است که ما باید بتوانیم صادرات خود را به سمت محصولات نهایی در انتهای زنجیره فولاد سوق بدهیم که به محصولاتی همچون میلگرد، مقاطع طویل، مقاطع تخت و پروفیلها برسیم.
و باز وا اسفا که عوارض صادرات خام و نیمه خام فولادی توسط مسئولین و سیاستگذاران عرصه فولاد، پایین آمده است. این بدین معناست که مسئولین، می خواهند تولید کنندگان کشور را به امر خام و نیمه خام فروشی سوق دهند!؟