به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، تولید فولاد یک فرایند یکپارچه و به همبسته است. بخشهای کوره، ریختهگری، نورد و تجهیزات جانبی در یک نظم دقیق و زمانبندی شده عمل میکنند؛ از این رو توقف ناگهانی در هر یک از این حلقهها، کل زنجیره را به تعطیلی میکشاند. افزون بر این، مسئله تنها به زمانِ قطع برق محدود نمیشود؛ چرا که راهاندازی مجدد خطوط، رسیدن به دمای استاندارد کورهها و بررسی سلامت تجهیزات، نیازمند صرف زمان و انرژی مضاعف است. بنابراین، زیان واقعی کارخانه اغلب بسیار فراتر از ساعات قطعی برق محاسبه میشود.
محدودیتهای بیسابقه در سال ۱۴۰۴؛ از کاهش ۳۰ درصدی تا تعطیلی ۹۰ درصدی
بحران انرژی در سال ۱۴۰۴ از همان روزهای نخست سال نمایان شد. سید رسول خلیفهسلطانی، دبیر انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در اوایل سال جاری وضعیت را بیسابقه توصیف کرد و از کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی برق واحدهای فولادی خبر داد که در برخی موارد به شدت ۸۰ درصد رسید. این وضعیت در ۲۷ اردیبهشتماه با اعتراض پنج تشکل بزرگ حوزههای فولاد، معدن و سیمان مواجه شد؛ جایی که اعمال محدودیت ۹۰ درصدی برق (کاهش دیماند به ۱۰ درصد)، عملاً به معنای تعطیلی کامل خطوط تولید تلقی شد. این شرایط، هرگونه امکان برنامهریزی عملیاتی، تعیین زمان دقیق تحویل به مشتری و پایبندی به تعهدات صادراتی را از مدیران فولادی سلب کرده است.
هزینههای ثابت؛ موتور تولید خاموش، اما چرخ هزینهها در حال چرخش
توقف تولید به معنای توقف مخارج نیست. بخش بزرگی از هزینههای بنگاههای فولادی از جمله حقوق و دستمزد پرسنل، هزینههای اداری، استهلاک تجهیزات و اقساط بانکی، فارغ از وضعیت خطوط تولید، همچنان پابرجاست. کاهش تولید نه تنها درآمد شرکت را میبلعد، بلکه با تقسیم هزینههای ثابت بر تناژ تولید کمتر، قیمت تمامشده هر تن محصول را به شدت بالا میبرد و حاشیه سود تولیدکننده را به حداقل میرساند. اگرچه بخشی از هزینههای جاری نظیر مواد اولیه با توقف تولید کاهش مییابد، اما زیان ناشی از عدم فروش و از دست دادن سهم بازار، خسارتی جبرانناپذیر است.
خسارت ۱۴.۵ میلیارد دلاری؛ سرمایههایی که بلااستفاده ماندهاند
بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، ارقام نگرانکنندهای از زیانهای انرژیمحور ارائه کرده است. بر اساس آمارهای او، ارزش تولید از دست رفته زنجیره فولاد در سال ۱۴۰۳ معادل ۵.۵ میلیارد دلار و در بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ معادل ۸.۵ میلیارد دلار بوده که مجموع آن در ۴ سال به ۱۴.۵ میلیارد دلار میرسد. اگرچه این رقم دقیقاً معادل «زیان خالص» نیست، اما نشاندهنده یک بحران راهبردی است: ایران میلیاردها دلار صرف ساخت کارخانه و نصب تجهیزات کرده، اما بهدلیل عدم تأمین انرژی، بخشی از این سرمایههای ملی عملاً بلااستفاده مانده است.
رقابت نابرابر؛ فولادسازان ایرانی در مصاف با رقبای منطقهای
بهرام سبحانی در تحلیل جدید خود، وضعیت تولیدکنندگان ایرانی را با رقبای منطقهای در کشورهای عمان، عربستان و قطر مقایسه میکند. در حالی که واحدهای صنعتی این کشورها تقریباً در تمام طول سال از انرژی پایدار برخوردارند، صنایع ایرانی با محدودیتهای جدی و مداوم دستوپنجه نرم میکنند. این تفاوت زمانی بحرانیتر میشود که روند صعودی قیمت حاملهای انرژی در ایران را در کنار هزینههای ثابتِ کارخانههای غیرفعال قرار دهیم؛ نتیجه این معادله، کاهش ملموس قدرت رقابت فولاد ایران در بازارهای جهانی است.
بنبست خودکفایی در تأمین برق؛ وقتی نیروگاه اختصاصی هم کافی نیست
تلاش برخی فولادسازان برای ساخت نیروگاههای اختصاصی، اگرچه گامی برای خروج از بحران است، اما تضمینکننده صددرصدی نیست. در شرایطی که برق تولیدی این نیروگاهها به شبکه سراسری تزریق شده و تحویل پایدار آن به کارخانه دچار اخلال شود، سرمایهگذاری انجام شده عملاً به هدف اصلی خود نمیرسد.
کلام آخر؛ ضرورت اطمینان از پایداری
قبض واقعی خاموشیها را نباید صرفاً در آمار تناژ تولید جست؛ بلکه این قبض در تأخیرهای صادراتی، افزایش هزینههای سربار و از دست رفتن حاشیه سود نقد میشود. فولادسازان ایرانی پیش از هرگونه توسعهای، نیازمند یک زیرساخت حداقلی هستند: اطمینان از اینکه در زمانِ آمادگی کوره، جریان انرژی نیز برقرار است.