به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، تحرکات سه روز نخست شهریورماه نشان داد که در برخی مبادی تولید، شاهد تغییر فاز قیمتها بودهایم؛ روندی که در برندهای مطرحی نظیر ذوبآهن اصفهان، فایکو، جهان فولاد سیرجان، صبا فولاد زاگرس، درپاد تبریز، هیربد، خلیجفارس و ابرکوه به وضوح مشاهده شد. برای مثال، میلگرد ۱۸ ذوبآهن اصفهان که روزهای پایانی مرداد را در کانال ۶۷ هزار تومان به پایان برده بود، در دومین روز شهریور تا سطح ۷۰ هزار و ۴۰۰ تومان پیشروی کرد و میلگرد ۱۴ این کارخانه نیز به مرز ۷۱ هزار و ۳۰۰ تومان رسید. با این وجود، نمیتوان از یک موج سراسری و پایدار در کل بازار سخن گفت؛ چرا که میانگین قیمتهای بازار در روز دوم شهریور، حاکی از رشد نهچندان یکدست است. در واقع، آنچه فعلاً در بازار حکمفرماست، نه یک تقاضای خروشان و رونق معاملاتی، بلکه تمایل بخش مهمی از تولیدکنندگان برای اصلاح قیمتها بر مدار صعودی است.
این افزایش قیمتها در شرایطی رقم خورده که موتور اصلی آن، نه نیاز پروژههای ساختمانی، بلکه انتظارات هزینهای ناشی از صعود نرخ ارز است. دلار آزاد با عبور از مرز روانی ۲۰۰ هزار تومان، بلافاصله سیگنالهای هزینهای خود را به زنجیره تولید فولاد ارسال کرد؛ از افزایش بهای مواد اولیه و قطعات گرفته تا رشد هزینههای حملونقل و نگهداری سرمایه. برای یک تولیدکننده فولاد که هماکنون با محدودیتهای انرژی و فشار هزینههای تولید دستوپنج نرم میکند، کاهش قیمت تنها زمانی منطقی است که با افزایش محسوس حجم فروش جبران شود؛ اما در نبود تقاضای واقعی، تولیدکننده انگیزهای برای عقبنشینی قیمتی نمیبیند. به همین دلیل، میلگرد اکنون به کالایی تبدیل شده که قیمت انتظاری را نمایندگی میکند تا قیمت حاصل از رونق مصرف؛ وضعیتی که درباره تیرآهن نیز تا حدی صادق است، اما حساسیتِ نقدشوندگی میلگرد، آن را به پیشانی نوسانات ارزی بدل کرده است.
با این حال، یک متغیر بنیادین در بورس کالا از چهارم شهریورماه وارد معادله بازار شده است که میتواند ورق را برگرداند. فرمول جدید قیمت پایه میلگرد که بر اساس نسبت معامله به عرضه در دامنه منفی ۲ تا مثبت ۲ درصد طراحی شده، پیوند مستقیمی میان رفتار خریداران در تالار معاملات و قیمتهای پایه هفتههای آتی ایجاد کرده است. طبق این سازوکار، اگر استقبال از عرضهها پایین باشد و نسبت معاملات کاهش یابد، قیمتهای پایه بعدی تحت فشار قرار میگیرند و همین موضوع میتواند افزایشهای هیجانی بازار آزاد را خنثی کند. اگرچه معامله کامل ۵۰ هزار و ۲۵۰ تن آهن اسفنجی در روز اول شهریور نشاندهنده جریان نقدینگی در زنجیره بالادست است، اما نباید آن را لزوماً به رونق بازار نهایی میلگرد تعمیم داد.
در نهایت، دو سناریوی اصلی پیشروی بازار قرار دارد؛ در سناریوی نخست، اگر دلار در سطوح بالای ۲۰۰ هزار تومان تثبیت شود و محدودیتهای عرضه انرژی تداوم یابد، احتمال رشد پلکانی قیمتها حتی در فضای رکود ساختوساز وجود دارد، هرچند این رشد فاقد حجم معاملات بالا خواهد بود. در سناریوی دوم که محتملتر به نظر میرسد، فرسایش موج فعلی است؛ به این معنا که اگر دلار متوقف شود یا از کانال فعلی عقب بنشیند و نسبت معاملات در بورس کالا با ضعف همراه باشد، فروشندگان برای نقد کردن موجودیهای خود ناچار به تعدیل قیمتها خواهند شد. بنابراین، برای خریداران حرفهای، افزایشهای قیمتی روزهای اخیر سیگنال ورود هیجانی نیست، بلکه زمان رصد دقیقِ رفتار خریداران در بورس کالا، مسیر قیمت شمش بلوم و ثبات دلار در کانال ۲۰۰ هزار تومانی است؛ چرا که بازار در حال حاضر بیش از آنکه به یک چرخه صعودی پایدار رسیده باشد، درگیر یک موج گذراست که تداوم آن به تأییدِ تقاضا در بورس کالا گره خورده است.