به گزارش دمیرنیوز ، مس یکی از راهبردیترین فلزات است که سالهاست دیگر یک ماده خام ساده محسوب نمیشود. این فلز اساسی ستون فقرات زیرساختهای شبکه برق، ارزهای دیجیتال، خودروهای برقی و مراکز داده هوش مصنوعی را تأمین میکند. این در حالی است که تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۴۰ به ۴۲ میلیون تن خواهد رسید که نسبت به سطوح فعلی ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت. نکته نگرانکننده دیگر اما کاهش عرضه به دلیل افت عیار سنگ معدن، اختلالات عملیاتی و فرآیند بسیار کند راهاندازی معادن جدید است که نیاز به بازیافت مواد مسی موجود را بیشتر میکند.
نمودارهای جهانی ارائهشده درباره روند تقاضا و تأمین مس از سال ۲۰۲۵ تا سال ۲۰۵۰ نشان میدهد که خط تقاضا از حدود ۳۰ میلیون تن در ۲۰۲۵ به بیش از ۴۰ میلیون تن در ۲۰۵۰ صعود میکند. در مقابل، تأمین اولیه (مس معدنی) رشد بسیار ملایمتری دارد و از میانههای دهه ۲۰۳۰ از تقاضا عقب میماند. تأمین ثانویه (مس بازیافتی) نیز سهم خود را افزایش میدهد، اما قادر به پر کردن شکاف موجود برای تقاضا نیست. نتیجه این نمودار، کمبودی حدود ۱۰ میلیون تنی (۳۰ درصدی) در سال ۲۰۳۵ در بخش تقاضا خواهد بود.
این در حالی است که بررسی دادههای مربوط به نوسانات مازاد و کمبود عرضه جهانی مس از ۲۰۲۱ تا ۲۰۳۰ به نیز نشان میدهد که سال ۲۰۲۵ با کمبود ۱.۰ تا ۱.۲ میلیون تن مواجه بوده است و سال ۲۰۲۶ (سال جاری) با اوج کمبود حدود ۱.۲ میلیون تن مواجه شده که بزرگترین کسری در ۲۲ سال اخیر محسوب میشود. پس از بهبودی نسبی در سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸، کمبود عرضه جهانی مس در سالهای ۲۰۲۹ و ۲۰۳۰ دوباره به سطوح بالای ۱.۱ میلیون تن بازمیگردد. این نوسانات نشانه ورود بازار مس به دورهای از بیثباتی مزمن است که در سالهای آتی نیز ادامه خواهد یافت.
چهار مانع اصلی بر سر راه افزایش عرضه مس
نکته قابل توجه این است که چهار مانع اساسی بر سر راه عرضه جهانی مس در سالهای آتی وجود دارد. اول، کاهش عیار سنگ معدن که از حدود ۲ درصد در سال ۱۹۰۰ به کمتر از ۰.۶ درصد در حال حاضر رسیده است. دومین مسأله مربوط به زمان طولانی راهاندازی معادن که اکنون بهطور متوسط بین ۱۷ تا ۲۳ سال از کشف تا تولید در سطح جهان طول میکشد. سومین مانع نیز اختلالات عملیاتی نظیر ریزش تونل در برخی نقاط جهانی از جمله ریزش معدن گرسبرگ اندونزی و وقوع سیل در معادن کنگو در سال ۲۰۲۵ است که صدها هزار تن از تولید را حذف کرد. موضوع چهارم نیز کمبود سرمایهگذاری در اکتشاف معادن جدید است که نرخ کشف معادن جدید را نسبت به دهه ۱۹۹۰ حدود ۷۰ درصد کاهش داده است. این در حالی است که مطابق برآورد کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد، برای تأمین تقاضای آتی به ۸۰ معدن جدید و ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری تا سال ۲۰۳۰ نیاز است.
بازیگران کلیدی و راهکارهای جبرانی
در حالی که شرکتهای بزرگی مانند شرکتهای BHP، Rio Tinto و Freeport-McMoRan از افزایش قیمتها سود میبرند، حتی آنها نیز با محدودیت مواجهند. در این میان، یکی از راهکارهای جبرانی برای جلوگیری از کمبود عرضه جهانی مس در سالهای آتی، توسعه بازیافت مواد مسی موجود است. هماکنون ۲۰ درصد از مس تصفیهشده جهانی نیاز بازار را تأمین میکند، اما پیشبینی میشود که این سهم تا ۲۰۵۰ به ۳۵ درصد قابل افزایش است که البته این رقم بازهم باید مقدار بیشتری افزایش یابد تا بتواند کمبود شدیدی که در سالهای آتی در بخش عرضه پدید خواهد آمد را جبران کند؛ بهویژه آن که جایگزینی مس با آلومینیوم تنها در حدود ۲ درصد مصارف ممکن است. اگرچه شرکتی مانند BHP توانسته است با استفاده از هوش مصنوعی، تولید در معدن اسکوندیدای شیلی را ۳۰ درصد افزایش دهد، اما این راهکارها تنها به «بهبود بهرهوری» محدود میشود.
سناریوهای قیمتی مس تا پایان دهه کنونی میلادی
مؤسسات اقتصادی تحلیل بازارهای جهانی معدن و صنایع معدنی معتقدند که قیمت مس تا پایان دهه جاری روند صعودی خواهد داشت؛ به نحوی که پیشبینی میشود که قیمت مس تا سال ۲۰۳۰ به طور متوسط به بیش از ۱۳ هزار دلار در هر تن برسد. در سناریوی خوشبینانه، با رفع برخی اختلالات، قیمت میتواند تا محدوده کمتر از ۱۱ هزار دلار کاهش یابد، اما در سناریوی بدبینانه یعنی با تداوم اختلالات، احتمال عبور قیمت از ۱۵ هزار دلار در هر تن نیز وجود دارد. آنچه بازار مس را از سایر کالاها متمایز میکند، کششناپذیری تقاضا است؛ مصرفکنندگان چارهای جز پرداخت قیمت بالاتر ندارند، زیرا جایگزینی مس در شبکه برق و دیتاسنترها ممکن نیست.
از افزایش قیمت مس تا گرانی خودرو، مسکن و دیتاسنترها
بررسی زنجیره تأثیر افزایش قیمت مس بر محصولات نهایی حاکی از آن است که در خودروهای برقی که هر دستگاه ۳ تا ۵ برابر خودروهای بنزینی مس مصرف میکند، شرکتهایی مانند تسلا و ریویان مجبور شدهاند که قیمت محصولات خود را ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار افزایش دهند. در زیرساخت انرژی، یک مرکز داده بزرگ (هایپرسکیلر) تا ۵۰۰۰۰ تن مس مصرف میکند و هر مگاوات نیروگاه بادی فراساحلی نیز به حدود ۳ تن مس نیاز دارد. در بخش مسکن، سیمکشی ساختمانها حدود ۴۰ درصد مصرف مس جهانی را به خود اختصاص میدهد و افزایش قیمت مس مستقیماً هزینه ساختوساز را بالا میبرد. بنابراین پیشبینی میشود که اگر قیمت مس تا ۱۵ هزار دلار در هر تن افزایش یابد، این مسأله میتواند نرخ تورم جهانی را تا ۰.۵ درصد در سال افزایش دهد.
چرا مس دیگر یک کالای معمولی نیست؟
در دنیای امروز مس دیگر یک کالای معمولی نیست، زیرا سه نیروی عظیم یعنی گذار انرژی، انقلاب هوش مصنوعی و محدودیتهای ساختاری عرضه، یک بحران کمبود ساختاری مس ایجاد کردهاند که تا پایان دهه ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت. راهکارهای فوری جبران این کمبود، شامل افزایش نرخ بازیافت مس، تسهیل فرآیندهای مجوزدهی برای معادن جدید و سرمایهگذاری در فناوریهای استخراج از باطلههای قدیمی است.
چشمانداز قیمتی تا پایان سال ۲۰۲۶ بین ۱۱ هزار تا ۱۴ هزار دلار در هر تن پیشبینی میشود که البته ریسکهای سیاسی و تنشهای موجود در جهان، میتواند قیمت را از این هم بالاتر ببرد. معدنکاران، صنعتگران و فعالان بازار مس باید توجه داشته باشند که این فلز اساسی، زیرساخت اصلی گذار سبز و دیجیتال در سطح جهان است؛ بنابراین برنامهریزی برای آینده بدون تأمین مس کافی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و مس باید بهعنوان یک دارایی استراتژیک سطح اول شناخته شود.
منبع:فولادبان