به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، علیرغم تشدید تنشهای نظامی میان ایالات متحده و ایران و حذف نزدیک به ۲ میلیون تن از عرضه جهانی آلومینیوم در پی آسیب به زیرساختهای تولیدی خلیج فارس، قیمتهای جهانی این فلز با یک «شوک معکوس» مواجه شدهاند. در حالی که بازار فیزیکی همچنان تحت تأثیر ریسکهای ژئوپلیتیک است، معاملهگران بازار آتی لندن (LME) با رویکردی بیطرفانه، «پرمیوم ریسک جنگ» را از قیمتها حذف کردهاند؛ پدیدهای که ناشی از ورود گسترده عرضه از سوی کشورهای آسیایی است.
سقوط از سقف چهارساله؛ بازگشت قیمت به پیش از تنشها
در حالی که قیمت آلومینیوم در ابتدای ژوئن با صعودی خیرهکننده به سطح ۳۷۸۷.۵ دلار (بالاترین سطح چهار سال اخیر) رسیده بود، اکنون با یک اصلاح قابل توجه، به محدوده ۳۱۷۰ دلار بازگشته است. این رقم تقریباً با سطح قیمتها پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران برابری میکند. این سقوط، برخلاف پیشبینیهای سنتی که افزایش تنش را پیشران صعود قیمت میدانستند، نشان از تغییر ساختار عرضه و تقاضا در بازار جهانی دارد.
بحران تولید در خلیج فارس؛ حذف ۲ میلیون تن از چرخه عرضه
تنشهای منطقهای هزینههای سنگینی برای تولیدکنندگان خلیج فارس داشته است. حملات به دو واحد ذوب آلومینیوم در این منطقه و اختلال در زنجیره تأمین و حملونقل، منجر به کاهش ۲۰ درصدی تولید این منطقه در نیمه نخست سال جاری شده است.
گزارشها حاکی از آن است که از زمان آغاز درگیریها، نرخ تولید سالانه بیش از ۲ میلیون تن افت کرده است. اگرچه فرآیند احیای تولید در امارات متحده عربی آغاز شده، اما بحرین و قطر همچنان با محدودیتهای جدی تولید دستوپنجه نرم میکنند و بازگشت کامل ظرفیتهای تولیدی این کشورها احتمالاً تا چندین ماه آینده میسر نخواهد بود.
هند و اندونزی؛ «نجاتدهندگان» بازار از بحران کمبود عرضه
دلیل اصلی مهار قیمتها در برابر فشارِ کمبود عرضه، ورود تهاجمی ظرفیتهای تولیدی از سمت شرق آسیاست. چین، هند و بهویژه اندونزی، با افزایش چشمگیر صادرات خود، شکاف ایجاد شده توسط تولیدکنندگان خلیج فارس را پوشش دادهاند.
در این میان، اندونزی قهرمان تغییر معادلات شده است؛ صادرات آلومینیوم اولیه این کشور از ۱۵۵ هزار تن در سال ۲۰۲۴ به ۵۱۱ هزار تن در سال ۲۰۲۵ جهش یافته و در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ نیز رشد ۵۸ درصدی را نسبت به مدت مشابه سال قبل تجربه کرده است.
چالش جدید: افزایش عرضه در سایه «ردپای کربنی»
اگرچه افزایش عرضه از سوی اندونزی باعث کاهش «پرمیوم ریسک جنگ» در بازار شده است، اما این جبران عرضه بدون هزینه نبوده است. تولیدکنندگان آسیایی به دلیل اتکای شدید به زغالسنگ، محصولاتی با «ردپای کربنی» (Carbon Footprint) بسیار بالا تولید میکنند. این موضوع در آینده با اجرای مقررات سختگیرانه واردات در بازارهای توسعهیافته، هزینههای نهایی و چالشهای تجاری جدیدی را برای این محصول ایجاد خواهد کرد.
شکاف میان بازار آتی و بازار فیزیکی؛ آرامش کاذب یا احتیاط استراتژیک؟
نکته بسیار حائز اهمیت در تحلیلهای فعلی، مشاهده یک شکاف (Divergence) میان دو نوع معامله است:
- بازار آتی (LME): معاملهگران در این بازار نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی آرامش بیشتری نشان دادهاند و «پرمیوم ریسک جنگ» تقریباً از قیمتهای قراردادهای آتی حذف شده است.
- بازار فیزیکی (CME): در مقابل، فعالان بازار فیزیکی با دیدگاهی واقعگرایانهتر، همچنان ریسکهای منطقهای را جدی میگیرند و این اثر را در «پرمیوم فیزیکی» بورس CME مشاهده میشود.
این تضاد نشان میدهد که در حالی که بازار سرمایه بر پایه احتمالات و دادههای عرضه-تقاضا حرکت میکند، بازار کالا همچنان با واقعیتهای سختِ تأمین و امنیت در منطقه دستوپنجه نرم میکند.