به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، گزارش راهبردی معاونت مطالعات اقتصادی و آیندهپژوهی اتاق بازرگانی تهران، ضمن واکاوی ابعاد بحرانساز حملات اخیر به مجتمعهای فولادی، از کاهش ۲۵ تا ۳۰ درصدی ظرفیت تولید کشور خبر میدهد؛ رقمی که معادل ۱۰ میلیون تن از تولید سالانه را شامل شده و با توجه به سهم ۵ درصدی فولاد در تولید ناخالص داخلی، زنگ خطری جدی برای صنایع پاییندستی، تراز تجاری و بازار اشتغال به صدا درآورده است. این گزارش با تأکید بر لزوم گذار از مدل تولید متمرکز به الگوی غیرمتمرکز، بازسازی زیرساختها و اصلاح سیاستهای دستوری را تنها راه عبور از این بحران و احیای تابآوری صنعت فولاد ایران میداند.
میراثِ آسیبپذیری؛ چرا فولاد در برابر شوکها بیدفاع شد؟
صنعت فولاد ایران که با ظرفیت تولید سالانه ۳۱.۹ میلیون تن، جایگاه دهمین تولیدکننده بزرگ جهان را در اختیار دارد، پیش از وقوع حملات اخیر نیز با مجموعهای از ابرچالشهای ساختاری دستوپنج نرم میکرد. بر اساس تحلیل اتاق بازرگانی تهران، وجود ناترازیهای عمیق در زنجیره ارزش، ضعف مزمن در زیرساختهای کلیدی، محدودیتهای گسترده انرژی و تداوم مداخلات دولت در قالب «قیمتگذاری دستوری»، همگی باعث شده بود تا این صنعت پیش از بروز هرگونه تنش خارجی، در برابر شوکهای بیرونی به شدت آسیبپذیر باشد. نویسندگان این گزارش تصریح میکنند که فاصله معنادار میان اهداف ترسیمشده در برنامههای توسعه و عملکرد واقعی واحدها، این صنعت را به مجموعهای ناپایدار تبدیل کرده بود که حملات اخیر صرفاً نقاب از چهره این واقعیتهای تلخ ساختاری برداشت.
ابعاد خسارت؛ فلج شدن ۲۵ درصد از ظرفیت تولید ملی
حملات هدفمند به مجتمعهای بزرگ فولادی، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، منجر به آسیبهای جدی به زیرساختهای تولیدی و بخشهای نیروگاهی این واحدهای استراتژیک شده است. توقف خطوط تولید در این مجتمعها، نه تنها یک بحران داخلی برای شرکتهاست، بلکه مطابق برآوردهای اولیه، کشور را با کاهش ۱۰ میلیون تنی ظرفیت تولید مواجه کرده است. این کاهش حجم تولید که معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد از کل توان تولیدی فولاد ایران است، میتواند نظم عرضه و تقاضا را در بازار فولاد به هم ریخته و تأثیرات آن را به سرعت در بازارهای مصرف نهایی نظیر خودرو، ساختمان، لوازم خانگی و صنایع فلزی منعکس کند.
دومینوی تورم؛ آثار سرریز حملات بر بدنه اقتصاد
گزارش اتاق تهران هشدار میدهد که بحران در صنعت فولاد، صرفاً در محدودهی این صنعت محصور نخواهد ماند. با توجه به پیوند ناگسستنی فولاد با سایر بخشهای صنعتی، کاهش عرضه میتواند به موج جدیدی از افزایش هزینههای تولید در صنایع پاییندستی منجر شود که نتیجه نهایی آن، فشار بر قیمت کالاهای نهایی و تشدید تورمِ ناشی از افزایش هزینهها خواهد بود. علاوه بر این، با توجه به اینکه صنعت فولاد بهطور مستقیم ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده و اشتغال غیرمستقیم میلیونها نفر در زنجیره تأمین و توزیع به آن وابسته است، هرگونه توقف تولید، فشار مضاعفی بر بازار کار کشور وارد خواهد کرد. همچنین، افت تولید فولاد با در نظر گرفتن سهم ۴.۵ تا ۵ درصدی آن در تولید ناخالص داخلی (GDP)، آثار سرریز منفی و قابلتوجهی بر نرخ رشد اقتصادی کل کشور خواهد داشت.
تهدید تراز تجاری و ناترازی ارزی
در حوزه تجارت خارجی نیز این گزارش هشدار میدهد که با توجه به صادرات ۱۰.۸ میلیون تنی فولاد در سالهای اخیر، ایران موقعیت ممتازی در بازارهای صادراتی جهانی دارد. هرگونه تزلزل در توان تولید، نه تنها منجر به از دست رفتن سهم بازارهای بینالمللی میشود، بلکه با کاهش حجم صادرات، تراز تجاری غیرنفتی کشور را به شدت تحتالشعاع قرار داده و دسترسی به منابع ارزی مورد نیاز را محدود میکند که این امر خود میتواند چرخه مدیریت ارزی کشور را با چالشهای جدیدی مواجه سازد.
نقشه راه احیا؛ گذار به الگوی تولید غیرمتمرکز
در بخش پایانی گزارش، راهکارهای پیشنهادی اتاق بازرگانی تهران برای برونرفت از این وضعیت و افزایش تابآوری در برابر شوکهای آتی ارائه شده است. مهمترین محورهای این پیشنهادات عبارتند از:
- مدیریت متمرکز بحران: برای بازسازی سریع زیرساختهای تخریبشده.
- اصلاح استراتژی تولید: کاهش تمرکز تولید در چند بنگاه بزرگ و حرکت به سمت «الگوی تولید غیرمتمرکز» برای پخش ریسک.
- توسعه زیرساختهای پایدار: اولویتبخشی به زیرساختهای انرژی و لجستیک.
- اصلاحات ساختاری: تغییر نظام قیمتگذاری دستوری به سمت مکانیسمهای بازار و حمایت ویژه از واحدهای کوچک و متوسط برای حفظ پیوستگی زنجیره تولید.
نویسندگان گزارش در نهایت نتیجهگیری کردهاند که حملات اخیر، تلنگری برای بازنگری در مدیریت استراتژیک صنعت فولاد است و آنچه ضرورت دارد، نه فقط بازسازی وضعیت گذشته، بلکه انجام اصلاحات ریشهای برای تبدیل این تهدید به فرصتی برای نوسازی و افزایش تابآوری ملی است.