به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، بخش بازیافت فلزات در سطح جهانی در حال طی کردن یک گذار ساختاری عمیق است. ضایعات فلزی که در گذشته عمدتاً بهعنوان پسماند صنعتی تلقی میشدند، امروز به منبعی ارزشمند و استراتژیک تبدیل شدهاند؛ تحولی که بهدرستی میتوان از آن بهعنوان ظهور یک طلای جدید در بستر اقتصاد کمکربن یاد کرد. این تغییر رویکرد، صرفاً یک تحول فنی یا اقتصادی نیست، بلکه بازتعریفی کامل از جایگاه این مواد در معادلات تولید، تجارت و سیاست صنعتی کشورها است.
محرک اصلی این دگرگونی، حرکت تدریجی اما شتابان صنایع جهانی به سمت کربنزدایی است. اقتصادهای بزرگ جهان با هدف کاهش قابل توجه انتشار گازهای گلخانهای، در تلاشاند تا به هدف دستیابی به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ نزدیک شوند. در این مسیر خطیر، کاهش وابستگی به مواد اولیه اولیه و توسعه الگوهای تولید چرخشی، اهمیتی روزافزون یافته است. گذار از اقتصاد خطی به اقتصاد چرخشی، دیگر یک شعار زیستمحیطی نیست، بلکه به ضرورتی حیاتی در زنجیره تأمین جهانی تبدیل شده است.

یکی از مهمترین و ملموسترین نمودهای این تحول، در صنعت فولاد بهوضوح دیده میشود. مسیر سنتی تولید فولاد که مبتنی بر کوره بلند و کوره اکسیژنی است، به مقادیر قابل توجهی سنگآهن بکر و زغالسنگ متالورژی نیاز دارد و معمولاً تنها بخش محدودی از خوراک آن، در حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد، میتواند از ضایعات تأمین شود. در نقطهی مقابل، کورههای قوس الکتریکی مزیت استثنایی استفاده گسترده از ضایعات آهنی را فراهم میکنند؛ بهگونهای که در برخی عملیاتهای مدرن، سهم مواد اولیه بازیافتی در خوراک این کورهها به حدود ۹۰ تا ۱۰۰ درصد نیز میرسد. این تفاوت بنیادین در فناوری تولید، نقشی تعیینکننده در ارزشآفرینی ضایعات دارد.
این تغییر مسیر، تقاضا برای ضایعات فلزی را از یک نیاز صرفاً اقتصادی به یک موضوع راهبردی برای زنجیره تأمین ارتقا داده است. کشورهای مختلف بیش از گذشته به این جمعبندی رسیدهاند که دسترسی پایدار به منابع داخلی ضایعات باکیفیت، یکی از پیششرطهای اساسی برای توسعه تولید فلزات کمکربن و حفظ رقابتپذیری صنایع آنها به شمار میرود. دیگر نمیتوان صرفاً بر محور ذخایر معدنی بکر قضاوت کرد، بلکه توانمندی در تأمین و تأمین مجدد مواد بازیافتی نیز به شاخصی راهبردی در ارزیابی قدرت صنعتی کشورها تبدیل شده است.
در همین راستا، تجارت جهانی ضایعات فلزی نیز دستخوش تغییرات شگرفی شده است. بازار این مواد که پیشتر بیشتر بر مبنای تجارت آزاد و منطق صرفاً کالایی فعالیت میکرد، بهتدریج تحت تأثیر سیاستهای نظارتی فزاینده و محدودیتهای تجاری قرار گرفته است. استانداردهای فنی روزبهروز پیچیدهتر و کنترلهای سختگیرانهتری اعمال میشود؛ مواردی که همگی نشان میدهد ضایعات فلزی در حال تبدیل شدن به بخشی جداییناپذیر از معادله امنیت منابع و سیاست صنعتی کشورها است. دیگر نمیتوان آنها را صرفاً یک کالای قابل خرید و فروش ساده در نظر گرفت.
در چنین شرایطی، رقابت آینده صنایع فلزی تنها به دسترسی به سنگآهن، زغالسنگ یا سایر مواد اولیه معدنی محدود نخواهد بود. بلکه توانایی کشورها و شرکتها در جمعآوری، فرآوری و تأمین پایدار ضایعات فلزی نیز به یکی از عوامل تعیینکننده در مسیر توسعه تولید کمکربن تبدیل میشود. معنای این تحول آن است که سیاست صنعتی، امنیت منابع و حتی توان رقابتی کشورها در دهههای آینده، بهطور مستقیم با میزان تسلط آنها بر چرخه بازیافت و مدیریت مواد فلزی گره خواهد خورد؛ تحولی که عملاً جایگاه قدیمی ضایعات در اقتصاد جهانی را یکبار برای همیشه متحول کرده است.