به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، وقتی صحبت از گرانی مقاطع فولادی در روزهای ابتدایی شهریور میشود، باید میان «علت» و «معلول» تفکیک قائل شد. رشد قیمت تیرآهن و میلگرد در روزهای اخیر، بیش از آنکه برآمده از هجوم خریداران برای تأمین پروژههای عمرانی باشد، ریشه در رفتارهای تدافعی فروشندگان دارد.
فروشنده در فضای بیثبات ارزی، بیش از هر چیز نگران از دست دادن قدرت خرید خود است. بنابراین، قیمتها را نه بر اساس توان مالی خریدار، بلکه بر اساس «هزینه جایگزینی کالا» تنظیم میکند. این پدیده باعث شده تا قیمتها صعودی شوند، در حالی که در عمق بازار، هیچگونه افزایش تقاضای مؤثری شکل نگرفته است. در یک بازار سالم و رونقیافته، افزایش قیمت با کاهش موجودی انبارها و کوتاه شدن فاصله میان خرید و مصرف همراه است، اما وضعیت فعلی درست در نقطه مقابل این معادله قرار دارد.
موجودی انبارها؛ متغیر کلیدی و تعیینکننده
تجمع کالا در انبارها، مهمترین مانع پیشروی یک روند صعودی پایدار است. برخلاف تصور، موجودی بالای انبارها یک شاخص جانبی نیست، بلکه پاشنه آشیلِ بازار در هفتههای پیشرو محسوب میشود.
وقتی کالا در انبار رسوب میکند، فروشنده در بلندمدت با بحران نقدینگی مواجه خواهد شد. در سناریوی رکود طولانی، فشار تأمین سرمایه در گردش، فروشنده را ناگزیر به آزادسازی موجودی و حتی عقبنشینی از قیمتهای اعلامی میکند. تفاوت کلیدی بازار شهریور ۱۴۰۵ با دورههای رونق کلاسیک در همینجاست؛ در دوران رونق، افزایش قیمتها بهدلیل ترس از کمبود کالا (سندروم جا ماندن) تقاضای بیشتری را تحریک میکند، اما در حال حاضر، همین گرانی باعث شده خریداران پروژهای که با محدودیت نقدینگی مواجهاند، خریدهای خود را به حداقلِ اضطراری تقلیل دهند. در نتیجه، بازار با تورمِ گردشناپذیر مواجه است که نهتنها رونق نیست، بلکه زمینه را برای اصلاح قیمتها فراهم میکند.
شکاف میان تقاضای «مصرفی» و خرید «سرمایهای»
در حال حاضر، بازار به دو جبهه تقسیم شده است:
- خریداران پروژهای (مصرفی): این گروه تنها بر اساس نیاز مبرم خرید میکنند و تحتتأثیر رشد قیمتها، حجم سفارشات خود را به شدت محدود کردهاند. کشش تقاضای این گروه به دلیل چشمانداز مبهم اجرایی، در پایینترین سطح قرار دارد.
- خریداران سرمایهای: این دسته فولاد را نه برای مصرف، بلکه بهعنوان پناهگاهی برای ارزش پول در برابر جهش ارزی میبینند.
باید توجه داشت که تقاضای سرمایهای، ماهیتی بسیار ناپایدار دارد و با فروکش کردن نوسانات نرخ ارز، بهسرعت از بازار خارج میشود. بنابراین نباید جابهجایی کالا توسط خریداران سرمایهای را با احیای تقاضای مصرفی (که موتور محرک صنعت فولاد است) یکسان انگاشت.
سناریوهای پیشرو؛ چه در انتظار بازار آهن است؟
برای ترسیم چشمانداز هفتههای آینده، دو سناریوی اصلی قابل تصور است:
- سناریوی اول (تداوم صعود ارزی): اگر دلار در سطوح بالا باقی بماند، فروشندگان همچنان بر قیمتهای جایگزینی پافشاری خواهند کرد. این مسیر میتواند منجر به رشد اسمی بیشتر قیمت پروفیل و سایر محصولات فولادی شود، اما این رشد تا زمانی که موجودیهای سنگین انبارها تخلیه نشود، بسیار شکننده بوده و با کوچکترین تلنگری مستعد اصلاح خواهد بود.
- سناریوی دوم (توقف یا کاهش نرخ ارز): تضعیف محرک ارزی، بزرگترین ریسک برای فروشندگان است. در این شرایط، قدرت چانهزنی خریدار بازمیگردد. با توجه به انبارداری سنگین و تقاضای ضعیفِ پروژهای، توقف صعود دلار میتواند فروشندگان را برای نقد کردن موجودیها تحت فشار قرار دهد و به ایجاد تخفیفهای رقابتی منجر شود.
جمعبندی: مهمترین شاخص برای فعالان بازار در شهریور ۱۴۰۵، نه تابلو قیمتهای صعودی، بلکه نسبت «قیمت به موجودی» است. اگر افزایش قیمت با خروج واقعی کالا از انبارها همراه نباشد، فعالان بازار باید نسبت به تصمیمات هیجانی خرید احتیاط کرده و این رشد را صرفاً یک تورمِ ارزی در بستری رکودی تلقی کنند.