ملت ایران پدربزرگ نمیخواهد
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: با داشتن چنین پدربزرگهائی طبیعی است که همه با صراحت بگویند ملت ایران پدربزرگ نمیخواهد. معلوم نیست چه وقت قرار است به نسل جدید فرصت میدانداری و انتخاب داده شود. در این بیماری چسبیدن به قدرت و دخالت در امور مختلف جامعه، فرقی میان این جناح و آن جناح وجود ندارد.
وقتی بزرگترهائی که سنی از آنها گذشته بعد از دهها سال تصدی انواع مسئولیتها باز هم سر پیری و در سن حدود ۸۰ سالگی هوس میکنند تصمیم بگیرند مجلس شورای اسلامی چه ترکیبی داشته باشد، دولت از چه کسانی تشکیل شود، سیاست کشور به کدام طرف برود، زبان فارسی چه مسیری را طی کند، آموزش و پرورش را چه کسی مدیریت کند، احزاب از کدام خطمشی پیروی کنند، شعرا چگونه شعری بسرایند، نویسندگان چه بنویسند و چه ننویسند، مردم چه سبکی را برای زندگی خود انتخاب کنند، چه کسی برای نمایندگی مجلس کاندیدا بشود، نام چه کسی در لیستی که میخواهیم به مجلس راه پیدا میکند گذاشته شود و نام چه کسی گذاشته نشود و دانشگاه به کدام سو برود، سیاست خارجی چگونه باشد و… مردم از اینهمه دخالت و این اشتهای سیریناپذیر خسته و کلافه میشوند.
با داشتن چنین پدربزرگهائی طبیعی است که همه با صراحت بگویند ملت ایران پدربزرگ نمیخواهد. معلوم نیست چه وقت قرار است به نسل جدید فرصت میدانداری و انتخاب داده شود. در این بیماری چسبیدن به قدرت و دخالت در امور مختلف جامعه، فرقی میان این جناح و آن جناح وجود ندارد. هر دو جناح از لزوم جوانگرائی سخن میگویند ولی وقتی قانون بازنشستگی مطرح میشود دهها تبصره به آن میزنند تا خودشان و افراد مورد نظرشان بتوانند حتی اگر عمر نوح داشته باشند نیز بر صندلی قدرت تکیه بزنند. بعضی از این حضرات که بحمدالله «ابوالمشاغل» هستند و بعد از دیدن نوهها قصد دارند تا زمان دیدن نتیجهها و نبیرههایشان هم قدرت را رها نکنند و برای آینده کشور تصمیم بگیرند.