در روزهای اخیر و همزمان با انتشار اخبار مربوط به انفجارها و حملات هوایی، شایعاتی مبنی بر تحریک گسلها و خطر وقوع زلزله در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. متخصصان این حوزه ضمن بیاساس خواندن این ادعاها، دلایل علمی عدم ارتباط میان انفجارهای نظامی و فعالیتهای لرزهای زمین را تشریح کردند.
۱. شکاف عظیم انرژی: انفجار در برابر قدرت زمین
مهدی زارع با اشاره به عدم تناسب میان انرژی انفجارهای انسانی و انرژی آزاد شده در زلزلههای طبیعی، تصریح کرد که حتی بزرگترین انفجارهای هستهای تاریخ نیز نتوانستهاند گسلهای زمینساختی را فعال کنند. وی به بمب ۵۰ مگاتنی شوروی در سال ۱۹۶۱ اشاره کرد که با وجود ایجاد موج شوک جهانی، تنها لرزهای ۵.۲ ریشتری ایجاد کرد و هیچ گسیختگی گسلی در پی نداشت. آزمایشهای هستهای کره شمالی و بمبهای اتمی هیروشیما و ناگازاکی نیز مؤید این نکته هستند که چنین انفجارهایی تنها لرزههایی محدود و سطحی ایجاد میکنند.
۲. محدودیت نفوذ انرژی به عمق پوسته
یکی از دلایل اصلی رد فرضیه زلزلههای القایی، تفاوت در عمق رخدادهاست. در حالی که کانون زلزلههای طبیعی در ایران معمولاً در عمق بیش از ۵ تا ۱۰ کیلومتری زمین قرار دارد، انرژی انفجارهای سطحی یا بمبهای نفوذکننده به دلیل ماهیتشان در همان لایههای اولیه زمین پراکنده شده و توان انتقال به اعماق پوسته و صفحات فعال گسل را ندارند.
۳. تفاوت مقیاس تنشهای زمینساختی
طبق محاسبات متخصصان، تنشهای زمینساختی که منجر به بروز زلزلههای طبیعی میشوند، بین ۱۰۰۰ تا ۱۰ هزار برابر بزرگتر از تنشهای ناشی از قویترین انفجارهای نظامی هستند. به گفته زارع، حتی بمبهای سنگرشکن با توان ۱ تا ۱۵ تن TNT تنها میتوانند لرزههایی بسیار خفیف (بین ۱.۵ تا ۲.۵ ریشتر) ایجاد کنند که تأثیری بر پایداری ساختار زمینشناختی منطقه ندارند.
در نهایت، متخصصان نتیجه میگیرند که عملیات نظامی، هرچند دارای قدرت تخریبی بالایی در سطح هستند، از نظر ژئوفیزیکی قادر به ایجاد زلزلههای طبیعی یا تحریک گسلها نیستند و این شایعات هیچ پایه و اساس علمی ندارند.