به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، در گفتوگوی ویژه با خانم دکتر مائده مزینانی تحلیلگر ارشد بازارهای بینالملل، نشست اخیر وزرای دارایی G20 را میتوان یکی از نشانههای مهم تغییر فضای سیاستگذاری تجارت جهانی دانست.
در این نشست، ۱۹ عضو گروه ۲۰ از اقدام برای مقابله با سیاستهای غیربازاری و عدمتعادلهای تجاری حمایت کردند و چین تنها عضو مخالف این موضع بود.این موضعگیری به معنای تصویب فوری تعرفه یا تحریم جدید نیست، اما از نظر سیاسی اهمیت بالایی دارد؛ چراکه زمینه را برای استفاده گستردهتر اقتصادهای بزرگ از ابزارهای دفاع تجاری در برابر کالاهای چینی فراهم میکند.تمرکز بر مدل رشد صادراتمحور چینبیانیه مورد حمایت ۱۹ عضو G20، بدون نام بردن مستقیم از چین، بر اصلاح سیاستهایی تأکید دارد که به مازاد تجاری پایدار، وابستگی بیش از حد به صادرات، ضعف تقاضای داخلی و رقابت غیرمنصفانه منجر میشوند.
این ادبیات در شرایط فعلی، بیش از هر چیز مدل اقتصادی چین را هدف قرار میدهد؛ مدلی که در سالهای اخیر بر حمایت صنعتی، افزایش ظرفیت تولید و توسعه صادرات تکیه داشته است.اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که صادرات چین در ژوئیه ۲۳.۹ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته و مازاد تجاری کالایی این کشور با اتحادیه اروپا در سال گذشته به ۳۶۰.۶ میلیارد یورو رسیده است؛ رقمی که حدود ۱۵ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۴ است.
نگرانی اصلی؛ صادرات مازاد ظرفیت چیننگرانی آمریکا و بخشی از اقتصادهای اروپایی صرفاً افزایش واردات از چین نیست؛ مسئله اصلی، احتمال انتقال ظرفیت مازاد تولید چین به بازارهای جهانی است.در شرایطی که تقاضای داخلی چین متناسب با ظرفیت صنعتی این کشور رشد نکرده، تولیدکنندگان چینی برای حفظ سطح تولید، اشتغال و جریان نقدینگی، انگیزه بیشتری برای حضور در بازارهای صادراتی خواهند داشت.ادامه این روند میتواند به افزایش استفاده از تعرفههای ضددامپینگ و ضدیارانهای، تشدید موانع غیرتعرفهای، سختگیری در قواعد منشأ و استانداردهای فنی و همچنین محدودیت بیشتر سرمایهگذاری چین در صنایع حساس منجر شود.
همزمان، احتمال حرکت بیشتر اقتصادهای جهان به سمت زنجیرههای تأمین منطقهای و کاهش وابستگی به زنجیرههای جهانی نیز افزایش خواهد یافت.
فولاد؛ یکی از بازارهای در معرض فشاراثر مستقیم نشست G20 بر بازار فولاد احتمالاً در کوتاهمدت محدود خواهد بود، اما پیامدهای میانمدت آن میتواند جدی باشد.هرچه ورود محصولات چینی به آمریکا، اروپا و سایر اقتصادهای توسعهیافته دشوارتر شود، بخشی از این عرضه به بازارهای جایگزین هدایت خواهد شد.
خاورمیانه، آفریقا، آسیای مرکزی، آمریکای لاتین و جنوبشرق آسیا از جمله بازارهایی هستند که میتوانند با رقابت شدیدتر محصولات چینی مواجه شوند.در چنین شرایطی، احتمال افزایش فشار قیمتی بر محصولات فولادی و پاییندستی، تغییر مسیر تجارت از طریق کشورهای ثالث و حساسیت بیشتر خریداران نسبت به منشأ کالا، اسناد حمل و زنجیره مالکیت افزایش مییابد.
برای فعالان بازار فولاد، رصد مستمر جریان محمولهها، نرخ حملونقل، سیاستهای تعرفهای و پروندههای ضددامپینگ اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.سنگآهن؛ واکنش چین تعیینکننده استتأثیر این تحولات بر سنگآهن دو وجه متفاوت دارد.از یک سو، محدودیت بیشتر صادرات محصولات صنعتی چین میتواند در بلندمدت بر حاشیه سود صنایع و نرخ رشد تولید فولاد این کشور اثر منفی بگذارد و در نتیجه تقاضا برای سنگآهن را تحت فشار قرار دهد.از سوی دیگر، اگر پکن برای حفظ اشتغال و استفاده از ظرفیتهای صنعتی، محرکهای اقتصادی، سرمایهگذاری زیرساختی یا حمایت از تقاضای داخلی را افزایش دهد، مصرف فولاد و در نتیجه تقاضای سنگآهن میتواند تا حدی حفظ شود.بنابراین مسیر قیمت سنگآهن بیش از آنکه مستقیماً به بیانیه G20 وابسته باشد، به واکنش سیاستی چین در حوزه مصرف داخلی، املاک، زیرساخت و مدیریت ظرفیت فولاد بستگی خواهد داشت.صندوق بینالمللی پول نیز پیشتر از چین خواسته بود رشد مصرف داخلی را جایگزین اتکای بالا به صادرات ارزان کند؛ با این حال، تاکنون تغییر محسوسی در جهتگیری اقتصادی چین در این زمینه مشاهده نشده است.
فرصت و تهدید برای صادرات ایرانبرای صادرکنندگان ایرانی، مهمترین پیام این تحولات، تغییر مستقیم مقررات G20 نیست؛ بلکه افزایش رقابت در بازارهای مقصد است.در بازارهایی مانند عراق، افغانستان، آسیای مرکزی، کشورهای حوزه خلیج فارس، شرق آفریقا و برخی بازارهای جنوب آسیا، افزایش حضور کالاهای چینی میتواند قدرت چانهزنی خریداران را بیشتر کرده و حاشیه سود صادرکنندگان ایرانی را کاهش دهد.با این حال، ایران همچنان از مزیتهایی برخوردار است که میتواند در بازارهای نزدیک به یک نقطه قوت تبدیل شود؛ از جمله فاصله جغرافیایی کمتر نسبت به شرق آسیا، زمان تحویل کوتاهتر، امکان فروش در محمولههای کوچکتر و انعطافپذیرتر و مزیت نسبی در بازارهای زمینی و منطقهای.در شرایط تحریم و محدودیتهای تجاری، البته اهمیت اسناد منشأ، شفافیت مالکیت کالا، رعایت الزامات تحریمی، تطابق بانکی و امنیت مسیرهای حمل بیش از گذشته خواهد بود.پایان عصر «فقط ارزانتر بفروشیم»؟تحولات اخیر نشان میدهد تجارت جهانی در حال حرکت به سمت دورهای است که در آن قیمت پایین بهتنهایی برای حفظ بازار کافی نیست.قابلیت تحویل، کیفیت مستندات، شفافیت زنجیره تأمین، اطمینان تجاری و سرعت پاسخگویی به مشتری، به بخش مهمی از مزیت رقابتی تبدیل خواهند شد.
سناریوی پایه این است که نشست اخیر G20 به موج فوری تعرفههای هماهنگ علیه چین منجر نشود؛ اما آمریکا، اتحادیه اروپا و سایر اقتصادهای همسو احتمالاً استفاده از ابزارهای ضددامپینگ، ضدیارانهای، محدودیتهای سرمایهگذاری و سیاستهای صنعتی را افزایش خواهند داد.نتیجه نهایی میتواند حرکت تدریجی تجارت جهانی به سمت بلوکبندی بیشتر، کنترل سختگیرانهتر منشأ کالا و رقابت شدیدتر در بازارهای آزاد باشد.برای فعالان ایرانی زنجیره فولاد و مواد اولیه، در چنین فضایی حفظ بازارهای نزدیک، رصد قیمتگذاری چین در بازارهای منطقه، تقویت قراردادهای مبتنی بر تحویل، کنترل دقیق اسناد صادراتی و تنوعبخشی به مقاصد باید در اولویت قرار گیرد.در این میان، ریسک اصلی برای ایران، ورود صادرات مازاد چین به بازارهای منطقهای و کاهش حاشیه سود است؛ اما فرصت اصلی، بهرهگیری از مزیت جغرافیایی و انعطاف عملیاتی برای تأمین سریع و مطمئن بازارهای نزدیک خواهد بود.