به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، آمارها نشان از یک تغییر بنیادین در ساختار تولید نشان میدهند که فراتر از یک نوسان ساده است. بررسی دادههای تولید در مقایسه با سال گذشته، حاکی از یک افت عمیق در بخشهای حیاتی است. تولید فولاد میانی با کاهش ۲۸ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل، از ۸ میلیون و ۷۴۹ هزار تن به ۶ میلیون و ۲۵۸ هزار تن رسیده است. این کاهش، مستقیماً بر تامین خوراک بخشهای پاییندستی تأثیر میگذارد.
همچنین، این فشار تولید در سطوح دیگر زنجیره نیز مشاهده میشود؛ بهطوری که تولید آهن اسفنجی با افت ۳۸ درصدی مواجه شده و تولید اسلب نیز با سقوط نزدیک به ۶۰ درصدی روبرو شده است. این افتهای گسترده نشان میدهد که محدودیت تولید صرفاً به یک بخش یا محصول خاص محدود نمیشود، بلکه کل زنجیره تأمین با چالشهای جدی دستوپنجه نرم میکند.
تغییر رفتار فروشندگان در مواجهه با کاهش عمق عرضه
کاهش تولید لزوماً به معنای جهش فوری قیمتها نیست، اما تأثیر آن در مرحله نخست، بر رفتار فروشندگان و عمق عرضه در بازار آزاد مشخص میشود. با کاهش موجودی در انبارها، فروشندگان با چالش جایگزینی کالای خود مواجه هستند و این امر تمایل آنها را برای ارائه تخفیفهای عمیق به شدت کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، بازار با کاهش عمق عرضه روبهرو میشود و فاصله میان نرخ پیشنهادی فروشندگان و قیمتهای واقعی معامله، افزایش مییابد. این اتفاق باعث ایجاد نوعی مقاومت قیمتی میشود؛ به این معنا که حتی با وجود حجم معاملات پایین، قیمتها به راحتی به سطوح پایینتر سقوط نمیکنند، چرا که موجودی برای فروش کاهش یافته است.
هزینه انرژی؛ فشار مضاعف برق و گاز بر سودآوری صنایع
بخش تولید فولاد تحت فشار دوگانه انرژی قرار دارد. در حوزه برق، افزایش هزینهها تنها به یک بند از مخارج محدود نمیشود، بلکه به دلیل مصرف بالای انرژی در مراحل مختلف از تولید کنسانتره و گندله تا آهن اسفنجی و فولاد میانی، این فشار بهصورت زنجیرهای در کل فرآیند پخش میشود. رسیدن نرخ برق آزاد به حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ تومان در هر کیلوواتساعت، حاشیه سود تولیدکنندگان را به شدت تحت فشار قرار داده است.
از سوی دیگر، با ورود به فصل سرد، ریسک ناترازی گاز نیز به زنجیره تولید اضافه میشود. با نرخ گاز صنایع در حدود ۱۵ هزار و ۹۰۰ تومان برای ماه مرداد، این هزینه میتواند در مراحل مختلف تولید (که برآورد میشود در برخی بخشها حدود ۳۶۰ مترمکعب به ازای هر تن محصول باشد) تأثیرگذار باشد. همزمانی محدودیتهای برق و گاز میتواند منجر به کاهش مستمر تولید شود. در چنین شرایطی، هزینههای ثابت کارخانهها بر حجم کمتری از محصول سرشکن میشود که این امر فشار بر قیمت محصولاتی همچون ورق و شمش را افزایش میدهد.
سناریوهای پیشرو در بازار فولاد؛ مسیرهای احتمالی قیمتها
آینده بازار آهنآلات در نیمه دوم سال به تعامل میان دو عامل «محدودیت عرضه» و «وضعیت تقاضا» بستگی دارد. برای تحلیل دقیقتر، میتوان دو سناریوی اصلی را در نظر گرفت:
سناریوی اول: رشد قیمت در اثر تشدید محدودیتها
اگر محدودیتهای انرژی (برق و گاز) شدت یابد و همزمان تقاضای بازار از وضعیت رکودی خارج شود، کاهش عرضه میتواند به طور مستقیم قیمتها را به سمت بالا سوق دهد. نشانههای این سناریو شامل کاهش موجودی انبارها، کوتاهتر شدن زمان تحویل کالا، کاهش تخفیفهای فروشندگان و افزایش حجم معاملات واقعی خواهد بود. در این حالت، محصولاتی مانند پروفیل نیز به دلیل وابستگی به ورق، حساسیت قیمتی بیشتری نشان خواهند داد.
سناریوی دوم: تداوم رکود و فرسایش سودآوری
در صورت تداوم ضعف در تقاضا، افزایش هزینههای تولید نمیتواند بهطور کامل به قیمت نهایی در بازار منتقل شود. در این حالت، فشار اصلی به جای قیمت، بر حاشیه سود تولیدکنندگان وارد خواهد شد. بازار ممکن است با یک کف قیمتی مقاوم مواجه شود که اجازه سقوط بیشتر را نمیدهد، اما توانایی لازم برای حرکت صعودی پایدار را نیز نخواهد داشت.
شاخصهای کلیدی برای پایش بازار
برای رصد دقیق بازار در ماههای آتی، نباید دادههای تولید سه ماهه نخست را به عنوان نشانه قطعی صعود قیمت در نظر گرفت، بلکه باید آنها را به عنوان هشدار نسبت به آینده عرضه دید. ارزیابی قیمت مقاطع، بهویژه تیرآهن، مستلزم بررسی همزمان پنج عامل است: وضعیت عرضه و تقاضا، هزینههای واقعی تولید، میزان موجودی انبارها، محدودیتهای تامین انرژی و توان مالی خریداران و فروشندگان.