به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، وضعیت موجودی مس در بازارهای جهانی نشاندهنده یک پارادوکس آشکار است. طبق دادههای رسمی، موجودی انبارهای COMEX در هفته منتهی به ۱۱ سپتامبر به ۶۹۶ هزار و ۲۵۹ تن رسیده است. این رقم نه تنها از موجودی ۶۳ هزار تنی بورس شانگهای (SHFE) بسیار فراتر است، بلکه با موجودی حدود ۲۳۵ هزار تنی بورس لندن (LME) نیز تفاوت فاحشی دارد.
با این حال، این افزایش چشمگیر موجودی لزوماً به معنای اشباع عرضه در کل جهان نیست. بخشی از این انباشتگی در آمریکا، ناشی از واکنشهای استراتژیک تجاری به ابهام در سیاستهای تعرفهای واشنگتن است. در واقع، معاملهگران با پیشبینی احتمال اعمال تعرفههای جدید بر مس تصفیهشده، مسیرهای جغرافیایی تجارت را تغییر دادهاند. از آنجا که تولید داخلی مس در ایالات متحده رو به کاهش است و تقاضای واردات در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته، تصمیم نهایی دولت آمریکا میتواند فراتر از یک تغییر در حجم تجارت، نقش یک عامل بازتوزیعکننده جریانهای مالی در بازار جهانی ایفا کند.
کاهش تولید معدنی و بحران در کارمزد ذوب مس (TC/RC)
در بخش استخراج، بازار با تناقض میان کمبود کنسانتره و مازاد کاتد روبرو است. طبق گزارشهای گروه بینالمللی مطالعات مس (ICSG)، تولید معدنی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ با کاهش ۱.۱ درصدی مواجه شده که این روند در شیلی با افت شدید ۶.۶ درصدی همراه بوده است. اما در نقطه مقابل، بازار مس تصفیهشده (کاتد) در همین بازه، با مازاد ۱۳۱ هزار تنی روبرو شده است.
یکی از مهمترین تحولات این دوره، سقوط نرخهای قراردادی TC/RC (کارمزد ذوب و پالایش کنسانتره) است. این نرخها که نشاندهنده سهم سود کارخانههای ذوب از فروش کنسانتره است، در سال ۲۰۲۶ به سطح صفر رسیده و در برخی موارد حتی به محدوده منفی سقوط کرده است. این کاهش شدید، به معنای انتقال مستقیم قدرت مالی از ذوبکنندگان به معدنکاران است. در واکنش به این وضعیت، ذوبکنندگان چینی برای مقابله با کاهش حاشیه سود، استراتژی کاهش تولید را در دستور کار خود قرار دادهاند.
تعرفه؛ ابزاری برای بازتوزیع سود در زنجیره تأمین
در فضای کنونی، افزایش قیمت مس لزوماً به معنای سودآوری همگانی نیست. تعرفههای احتمالی بر واردات مس تصفیهشده، میتواند یک دیوار قیمتی ایجاد کند که باعث شود سود در بخشهای مختلف زنجیره به طور نابرابر تقسیم شود.
در صورتی که تعرفهها اعمال شوند، تولیدکنندگان داخلی کاتد و دارندگان موجودی فیزیکی در آمریکا میتوانند از افزایش «پرمیوم» (افزایش قیمت نسبت به قیمت جهانی) منتفع شوند. اما در مقابل، واحدهای ذوب که با هزینههای بالای مواد اولیه دست و پنجه نرم میکنند و همچنین مصرفکنندگان نهایی محصولات مسی، با افزایش هزینههای خوراک و مواد اولیه مواجه خواهند شد.
در نهایت، با توجه به اینکه عرضه جدید کنسانتره تا سال ۲۰۲۸ محدود پیشبینی میشود، تعیینکننده اصلی سود در این صنعت، دیگر تنها میزان تولید نیست؛ بلکه «محل انباشت فلز»، «نوع محصول تولیدی» و «میزان یکپارچگی زنجیره تأمین» است که تعیین خواهند کرد سود ناشی از تغییرات قیمتی به جیب معدنکاران میرود یا تولیدکنندگان محصولات مسی.