به گزارش دمیرنیوز، اظهارات اخیر محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهوری، درباره قیمت ارزان حاملهای انرژی برای تولید فولاد در ایران، واکنشهای تندی را از سوی صنعتگران این حوزه به دنبال داشته است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که فعالان زنجیره فولاد، محدودیتهای انرژی را یکی از موانع اصلی تولید و تحقق اهداف توسعهای این صنعت میدانند. بر اساس دادههای طرح جامع فولاد کشور، یکی از اصلیترین دلایل عقبماندگی از هدفگذاری ۵۵ میلیون تن تولید فولاد در سال ۱۴۰۴، کمبود انرژی برق و گاز بوده است.
در همین راستا، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی در نامهای خطاب به رئیسجمهوری به این اظهارات واکنش نشان داده و تاکید کرده است که صنایع فولادی نهتنها از انرژی ارزان برخوردار نیستند، بلکه همزمان با افزایش هزینههای انرژی، با محدودیت شدید در دسترسی به برق و گاز نیز مواجهاند.
کشور ما سالهاست مزیت دیگری غیر از مزیتهای مربوط به مواد اولیه و انرژی برای خود تعریف نکرده و اکنون همین مزیتها دچار اختلال شدهاند
سعید عسکرزاده، دبیر انجمن سنگ آهن ایران، در گفتوگو با فولادنیوز درباره مزیتهای نسبی صنعت فولاد بیان کرد: «ابتدا باید به تعریف مزیت نسبی در کشور بازگردیم و مشخص کنیم چه چیزی مزیت نسبی کشور ما محسوب میشود. مزیت نسبی اساسا بر اساس قیمت نیست، بلکه بر اساس در دسترس بودن است؛ یعنی در مناطقی که زیرساختهای مناسب به اندازه کافی در دسترس هستند، میتوان گفت مزیت نسبی زیرساختی وجود دارد. این زیرساخت میتواند برق، گاز، راه، اسکله، دسترسی به آبهای آزاد و مواردی از این دست باشد.»
او ادامه داد: «البته مزیت نسبی الزاما محدود به این موارد نیست. در دنیا مزیتهای دیگری نیز تعریف شده است. برخی کشورهایی که به منابع طبیعی و انرژی دسترسی ندارند، مزیتهای دیگری در حوزه مدیریت، بهرهوری و تکنولوژی برای خود ایجاد کردهاند و همین مزیتها آنها را به سمتی برده که بعضا در ردههای بالای تولید فولاد نیز قرار گرفتهاند.»
عسکرزاده افزود: «کشور ما سالهاست مزیت دیگری غیر از مزیتهای مربوط به مواد اولیه و انرژی برای خود تعریف نکرده و اکنون همین مزیتها دچار اختلال شدهاند.»
وقتی انرژی در دسترس نیست، چه تفاوتی میکند قیمت آن چقدر باشد؟
دبیر انجمن سنگ آهن ایران با اشاره به محدودیت انرژی در زنجیره فولاد گفت: «بزرگترین مساله زنجیره فولاد در حال حاضر کمبود است؛ یعنی بعد از کمبود تازه وارد بحث قیمت میشویم. وقتی مزیت نسبی نداشته باشیم، اساسا ماهیت آن صنعت زیر سوال میرود.»
او ادامه داد: «وقتی قرار باشد چندین ماه گاز نداشته باشیم، در فرآیندی مانند آهنسازی با یک مساله اساسی مواجه میشویم. گاز در این فرآیند صرفا بهعنوان یک ماده مصرفی برای تأمین انرژی مورد استفاده قرار نمیگیرد، بلکه عامل احیاکننده سنگ آهن در بسیاری از پلنتهای داخلی همین گاز طبیعی است. وقتی گاز در دسترس نباشد، دیگر چه تفاوتی میکند که قیمت آن چقدر باشد.»
وقتی انرژی بهعنوان عامل تولید مطرح باشد، قیمت آن نیز اهمیت پیدا میکند و باید درباره میزان قیمت آن گفتوگو شود
عسکرزاده افزود: «پس از آن موضوع قیمت نیز خود را نشان میدهد، زیرا وقتی انرژی بهعنوان عامل تولید مطرح باشد، قیمت آن نیز اهمیت پیدا میکند و باید درباره میزان قیمت آن گفتوگو شود.»
ساختار اجرایی کشور باید فرضیات اولیهای را که صنعت فولاد کشور بر اساس آنها توسعه پیدا کرده، دوباره برقرار کند
دبیر انجمن سنگ آهن ایران تاکید کرد: «مهمترین خواسته بخش فولاد در وهله نخست باید این باشد که آنچه پیش از این بهعنوان مزیت نسبی کشور تعریف شده، همچنان بهعنوان مزیت باقی بماند و ساختار اجرایی کشور تمام توان خود را برای ترمیم شرایط به وجود آمده به کار بگیرد تا فرضیات اولیهای که صنعت فولاد کشور بر اساس آنها توسعه پیدا کرده است، دوباره برقرار شوند.»
مزیتهای صنعت فولاد را از دست دادهایم
عسکرزاده درباره مزیتهایی که توسعه زنجیره فولاد بر مبنای آنها شکل گرفته است، توضیح داد: «در فرضیات اولیه، موضوعاتی مانند دسترسی به آبهای آزاد، خطوط راهآهن و حملونقل ریلی، امکانات جادهای، انرژی اعم از برق و گاز و همچنین مواد اولیه وجود داشت. کشور نیز جزو کشورهای دارای ذخایر قابل توجه سنگ آهن بود. این عوامل را کنار یکدیگر قرار میدادیم و میگفتیم در این بخش مزیت داریم.»
او ادامه داد: «اکنون باید در وهله نخست فکر کنیم چه کاری انجام دهیم که این مزیتها تا حد امکان بازگردند. در بخش انرژی با محدودیتهای بسیار جدی مواجه هستیم. در بخش مواد اولیه نیز به نقطهای رسیدهایم که ممکن است با مسائل جدی در تولید سنگ آهن مواجه شویم.»
این مقام صنفی در ادامه بیان کرد: «موضوعاتی مانند گازوئیل مورد نیاز ماشینآلات، قدیمی و بهروز نبودن ماشینآلات و تجهیزات و همچنین مواد ناریه بهشدت به بخش معدن آسیب وارد میکنند و این موضوع در کل زنجیره خود را نشان خواهد داد.»
دبیر انجمن سنگ آهن ایران افزود: «صنعت فولاد به رشد قابل قبولی که در برنامههای توسعهای تعریف شده بود رسیده، اما همپای این رشد، عواملی که بهعنوان فرضیات اولیه و مزیت نسبی کشور محسوب میشدند، از دست رفتهاند. به عبارتی، ما مزیتهای خود را تقریبا از دست دادهایم.»
بازگرداندن مزیتهای صنعت فولاد وظیفه حاکمیت است
او درباره راهکار حفظ تولید فولاد بیان کرد: «دو اقدام باید انجام شود؛ نخست اینکه این مزیتها تا حد امکان بازگردانده شوند که این موضوع وظیفه فولاد نیست، بلکه وظیفه ساختار حاکمیتی کشور است. دوم اینکه اگر واقعا به این نتیجه رسیدیم که امکان بازگرداندن کامل این مزیتها وجود ندارد، باید مزیتهای جدیدی تعریف کنیم.»
عسکرزاده ادامه داد: «موضوعاتی مانند مدیریت هوشمند واحدهای فولادی، بهرهوری و افزایش آن، تابآوری و تکنولوژی از جمله این موارد هستند. ما هیچوقت در این حوزهها مزیت نداشتهایم، اما اگر قرار است تولید ادامه پیدا کند، الزاما باید این اتفاقات رخ دهد.»
باید رویکرد دولت نسبت به تولید فولاد روشن شود
عسکرزاده در ادامه درباره قیمت انرژی صنایع بیان کرد: «در ارتباط با قیمت، ابتدا باید رویکرد دولت نسبت به تولید فولاد روشن شود. یک زمان دولت میگوید میزان مشخصی گاز در اختیار دارم و باید محاسبه کنم که این گاز را به کشورهای همسایه صادر کنم، با آن محصولات پتروشیمی تولید کنم یا آن را در اختیار واحدهای انرژیبر مانند فولاد، سیمان، کاشی، سرامیک و شیشه قرار دهم.»
او افزود: «یک رویکرد این است که دولت کاملا اقتصادی به موضوع نگاه کند و محاسبه کند کدامیک از این موارد بهتر از بقیه است. اگر دقت کنید، تکیه اصلی صحبت معاون اجرایی رئیسجمهوری نیز بر همین نگاه است؛ یعنی میگوید من یک منبع گازی در اختیار دارم که باید بهترین استفاده را از آن داشته باشم و سپس محاسبه مالی کنم که کدام گزینه بهتر است.»
نباید فولاد را صرفا یک مصرفکننده انرژی دید
دبیر انجمن سنگ آهن ایران ادامه داد: «نباید فولاد را صرفا بهعنوان یک مصرفکننده انرژی ببینیم. صنعتی وجود دارد که سرمایهگذاریهای کلانی روی آن انجام شده و سرمایههای ملی وارد آن شده است.»
او افزود: «اگر اینگونه به موضوع نگاه کنیم، علاوه بر درآمدی که از گاز حاصل میشود، باید هزینه فرصت از دست رفتن تولید را نیز در نظر گرفت. این عوامل باید کنار یکدیگر قرار گیرند تا مشخص شود گاز را صادر کنیم، به پتروشیمی بدهیم یا در اختیار فولاد، سیمان و شیشه قرار دهیم.»
مقایسه درآمد صادرات گاز با قیمت انرژی صنایع سادهانگارانه است
عسکرزاده با اشاره به اظهارات مطرحشده درباره پایین بودن قیمت انرژی صنایع گفت: «اگر صرفا قیمت را در نظر بگیریم، طبیعی است که اگر گاز را صادر کنیم، عدد بیشتری به دست میآید. در همه جای دنیا نیز قیمت صادراتی بیش از قیمتی است که انرژی در اختیار صنایع قرار میگیرد. این کشف جدیدی نیست؛ طبیعی است که اگر گاز را صادر کنیم، پول بیشتری نسبت به تحویل آن به صنعت دریافت کنیم، اما این فقط پول مستقیم است.»
او افزود: «در کنار آن باید وضعیت اشتغال و هزینه فرصت را نیز در نظر گرفت. وقتی گاز را در اختیار صنایع قرار میدهیم، از یک سو مبلغی بابت آن دریافت میشود و از سوی دیگر ارزش افزودهای در ساختار کشور ایجاد میشود. هرچه یک واحد صنعتی زیرشاخهها و مجموعههای پاییندستی بیشتری داشته باشد و اشتغال غیرمستقیم بیشتری ایجاد کند، بنگاههای بیشتری به انرژی که در اختیار بخش صنعت قرار میگیرد متصل هستند.»
او تصریح کرد: «اگر فقط عددی را که میتوان از صادرات به دست آورد با مبلغی که از تحویل انرژی به صنایع دریافت میشود مقایسه کنیم، به نظر من بسیار سادهانگارانه است. این نگاه نه علمی است و نه در محافل تخصصی و کارشناسی قابل پذیرش.»
دولت ۲۵ درصد در درآمد بنگاههای صنعتی شریک است
این مقام صنفی با اشاره به درآمد مالیاتی دولت ادامه داد: «دولت نباید فراموش کند که در همه این بنگاهها به میزان ۲۵ درصد شریک است؛ به این معنا که پیش از تقسیم سود، ۲۵ درصد سود را بهعنوان مالیات دریافت میکند. بنابراین دولت در همه این بنگاهها شریک است.»
عسکرزاده تاکید کرد: «وقتی همه این موارد را کنار یکدیگر قرار دهیم، شرایط متفاوت میشود؛ مگر اینکه صنایعی داشته باشیم که بدون بازده یا زیانده باشند و شرایط سختی در کسبوکار داشته باشند. در آن صورت باید یک تصمیم بزرگ و سخت استراتژیک گرفته شود و گفته شود این بخش از صنعت، با وجود تمام سرمایهگذاریهای انجامشده، تعطیل شود؛ زیرا حتی با احتساب هزینه فرصت، مالیات بنگاههای زیرشاخه و درآمد حاصل از گاز نیز ادامه فعالیت آن صرفه ندارد و بهتر است انرژی صادر شود یا در اختیار صنعت دیگری مانند پتروشیمی قرار گیرد.»
تصمیمگیری برای صنایع با گزارشهای سطحی قابل قبول نیست
عسکرزاده با انتقاد از فرآیند تصمیمگیری در این حوزه بیان کرد: «بعضی اوقات این مسائل ناشی از مشاورههای کارشناسینشده است که باید به دولت گوشزد شود. موضوعات باید از طریق فرآیندهای کارشناسی حل شوند، نه از طریق فرآیندهای رسانهای و گزارشهای مشاورهای بسیار سطحی و غیرعمیق. این یکی از بزرگترین آفتهایی است که دولتهای مختلف به آن دچار شدهاند.»
او ادامه داد: «دولت باید یکبار تمام این محاسبات و معادلات را انجام دهد و سپس تصمیم بگیرد. موضوع، چانهزنی نیست؛ بلکه یک بحث کارشناسی است که ابتدا باید به نتیجه برسد. حاکمیت باید رویکرد خود را روشن و با صدای بلند اعلام کند. ابتدا میتوان درباره آن رویکرد بحث کرد و در نهایت به این نتیجه رسید که درست است یا غلط، اما وقتی رویکرد مشخص شد، تمام تصمیمات باید بر اساس همان اتخاذ شوند.»
قیمت گازوئیل در معادن کوچک ۵۰ برابر شده است
دبیر انجمن سنگ آهن ایران در ادامه با اشاره به وضعیت گازوئیل معادن گفت: «میزان گازوئیلی که در معادن کشور مصرف میشود، دو درصد کل گازوئیل مصرفی کشور است. اکنون قیمت آن در معادن بزرگ تقریبا ۱۴۰ برابر و در معادن کوچک حدود ۵۰ برابر شده است.»
او افزود: «حتی اگر این تکلیف مجلس باشد، وظیفه دولت است که گزارش کارشناسی تهیه کند و توضیح دهد وقتی سهم این بخش تنها دو درصد است، کاهش سهمیه و افزایش قیمت چه اثری بر بنگاه دارد. اگر نتیجه آن تعطیلی بنگاه اقتصادی باشد، باید پرسید آیا مشکل اصلی کشور همین دو درصد است؟ قرار است تمام کسریها از همین دو درصد تامین شود؟»
نمیشود رشد ۱۳ درصدی معدن را هدفگذاری کرد و همزمان هزینههای آن را بالا برد
عسکرزاده تاکید کرد: «مساله اصلی این است که دولت ابتدا باید تکلیف خود را با توسعه زنجیره آهن و فولاد و بخش معدن روشن کند. نمیشود در یک بخش از برنامه هفتم توسعه اعلام شود که رشد ۱۳ درصدی بخش معدن هدفگذاری شده و در جای دیگری گفته شود قیمت گازوئیل معادن بهتدریج افزایش پیدا کند تا به قیمت منطقهای خلیج فارس برسد.»
او ادامه داد: «حتی اگر فرض کنیم قیمت به این سطح برسد، آیا تولیدکننده میتواند بر مبنای آن برنامهریزی کند؟ قیمت خلیج فارس به نرخ تسعیر ارز وابسته است و نرخ تسعیر در اختیار تولیدکننده نیست. از زمانی که این تصمیم گرفته شده تا امروز نرخ ارز حدود دو و نیم برابر شده است. با چنین شرایطی نمیتوان برنامهریزی کرد. اینجا یک تناقض وجود دارد.»
دست انداختن به هر چیزی که دم دست دولت است، نشانه خوبی نیست
عسکرزاده در پاسخ به پرسش فولادنیوز مبنی بر اینکه آیا افزایش قیمت انرژی در شرایط فعلی میتواند راهکاری برای جبران ناترازیها باشد، گفت: «دست انداختن به هر چیزی که دم دست است، نشانه خوبی نیست». او در پایان تاکید کرد: «اینکه دولت با چنین نگاهی به موضوعات نگاه میکند، نشانه خوبی نیست و امید را از مجموعه تولیدکنندگان میگیرد.»
منبع: فولادنیوز